بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت کسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت بگو به سایهٔ دیوار دیگران خسبد کسی که خانهٔ خود را به دیگران بفروخت وطن زکید اجانب درون آتش و ما به سر زنیم و بنالیم از اینکه آمل سوخت شکافتیم و دربدیم و سوختیم ز جهل به زیب پیکر ما گر جهان قبایی دوخت بود زخون فقیرآنکه شربتی نوشید بود ز مال یتیم آنکه ثروتی اندوخت درین میانه بهارا نصیب رنجبر است به هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت